من که چیزی نخواستم .
تو که میدانی من با یک کلام محبت آمیز تو تا آسمان میروم ،
دیگر خساست چرا ؟!!!
خرجش چقدرست؟!
همه اش را خودم پرداخت میکنم.
تو فقط بگو...
کلامی...
بگو...
و من برای تو همکلاسی که نه در کلاس تو بود ، بوده ام!
آنقدر ز من میدانی و زتو نمی دانم و ز تو میدانند ،
که ساحلی شده ای و من موجی که فقط به حریمت هجوم میاورم ،
و تو چه بی قدم ،
چه بی عطش...
کورس گذاشته ام برای بهترین شدن ، برای تو ...
حرفهایم از هر دری بود و دری از تو نمی گشود،
گویی اصلا دری به تو نمی گشود!
و تو پرزورتر از همیشه مشغول بوده ای به شوق بازیهای کودکانه ات
و انگار.....
نـــــه ،
اصلا انگار نه انگار!