
اول:باب دیلن،این موسیقی دان اثیری را همیشه در خاطرم نگاه می دارم.فولک نوازیهای صادقانه اش همیشه در ذهنم خواهد ماند این خائن دوست داشتنی به فولکلور و استاد زنده راک اندرول که در تمام ترانه های اعتراضش عشقی والا به عروج بر پوسته قلب به یادگار می گذارد.او را یهودا نمی دانم چرا که از سوختن پرواز در آغوش خورشید درونش، نترسید و به تنها چیزی که خیانت کرد قفس گذار بود.
هنگامی که فری ویلینگ را منتشر کرد با عکس روی جلد آلبومش نشان داد که عشق او به سوز،دخترک ایتالیایی تبار محبوبش،چگونه او را بر آشفته و پس از جدایی راکد نماند و سالها بعد تنها استاد زنده موسیقی و فرزند خلف باخ و شومان را لقب لایق خود ساخت.
دویم: حالا که باب رو پیدا کردم دیگه تنها سیگار دود نمی کنم.این لحظه هام رو شریک می کنم با پاره های روح اون و گمانم می گه تا به اصالت جزغالگی نرسیدم ،بهترین شرکا خواهیم موند.
سیم: این آخرین پست من بود.این جا نوشتن برای سه ماه وبلاگی بد نبود.اما از اونجایی که من یک اومانیست بالفطره هستم و توش نفعی برای سلولهای خاکستریم ندیدم تصمیم گرفتم بقچم رو بندازم روی کولم و با آمیبای هم قطار خدافظی کنم، دنبال یه آکواریوم اکازیونتر بگردم و البته نه از جنس وبلاگی.فعلا هم می شم یه ولگرد سیگاری پروتوپلاسمی.شاید یه روزایی بیام دم سلولتون و چاق سلامتی کنم.بهر حال ممنون همه نعره های این جمع محدود.نوشته هام لایقشون نبود.
رابعم: این(+)هم یه پیشکش خدافظی.مدیون نوید غضنفری محبوبم هستم بابتش.
خامسم:خدافظی.