
۱.باد تو کیل بیل- جلد دوم- رو به برادرش می کنه و میگه"هی بیل اون زنه لایق انتقامشه و ما هم لایق مرگمون و اگه ازم بپرسی بازم همینو می گم."باد این تسلیم شدن در برابر حقیقت رو بعد از نگهبانی تو یه سالن رقص لختی،خالی کردن چاه توالت اونجا و زندگی توی یه کابین زهوار در رفته وسط یه بیابون درندشت و مدام ودکای پترزبورگی آشغال بالا انداختن تو قوطی کنسرو لوبیا گیر آورده.شرایطش طوری بوده که حتی اجازه نداشته تنها دلخوشکنک زندگیش-کلاه کابوییش- رو سرش بذاره.زندگیش سرشار از رنج شده و تحقیر و این ها همه باعث شده حقیقت رو با دستای باز بپذیره والبته این رستگاری خاص در مورد باد موجب شده موفقترین درگیری رو با مامبای سیاه داشته باشه.
کاراکتر بادِ تارانتینو یه نمونه تمام عیار برای عبرت بشر خواب امروزه.کوئینتین مثل یه قدیس مجنون دستاش رو با درموندگی به سمت ما گرفته و می گه:توی لعنتی که منگی دیگه نباید منتظر یه معجزه یا بلا باشی تا خماری از سرت بپره.دیگه دوره پیامبرای عصا بدست و مو قهوه ای سراومده.بایستی خودت دنبال رنج روشنگرت بگردی.بمن هم هیچ ربطی نداره که این رنج روشنگر چی می تونه باشه.فقط نتیجش واسم مهمه.اینکه حقیقت اطرافت رو بفهمی ،جلوی گندکاریایی که قبلا کردی وایستی و همیشه صبر کنی و انتظار بکشی تا یکی بیاد و از این رنج آزادت کنه.و اونوقت رستگاریت رو فدای تمام پاکیهای محبوبت کنی.نه اینکه مثل بیل فقط افسوس بخوری که چرا ماشه رو کشیدی و عزیز دلت رو کشتی یا مثل کله مسی باشی،چیزی که مردم ما بهش تبدیل شدن.یه مرد داغون که خودش رو از یه برج هشتاد طبقه ول کرده پایین و همینطور که به زمین نزدیک می شه میگه:خب،خوبه،هنوز که اتفاقی نیافتاده .. هنوز که اتفاقی نیافتاده.. هنوز که اتفاقی نیافتاده..
۲.دارم فکر می کنم هنر برداشت آزاد عجب چیز چرندیه و البته وینگنشتاین عزیز چقدر پیچوندتش تا نکنه ما بفهمیم اسفلیاته و کارش سخت بشه.
۳.کوهن باهوش جمله معروفی داره با این مضمون که: وقتی داری برای یکساعت بعدت برنامه دقیق و موبه مو با در نظر گرفتن کوچکترین جزئیات تنظیم می کنی ،شیطان داره از خنده بنفش می شه.(لئوی ناطق-ص33)
۴.بزمچه های سودانی با دوست دخترشون می رقصن،اجاره خونه نمیدن،هرازگاهی تفریح سالم می کنن،درگیر مسائل مالیات بر درآمدشون نیستن و سه ماه یکبار پیک نیک میرن.در کل موجودات تکامل یافته تری به نظر می رسن.
۵.از من میشنوفین سیگار چیز بدیه.دندونارو زرد میکنه.
۶.یه دیوونه به من می گفت"سیگار ترک کردن که کاری نداره.کافیه دیگه سیگار نکشی."مرتیکه ابله.کشتمش.
۷.شماره بعدی هشته به گمونم.
۹.دنیا چقدر مزخرف شده.دیگه به خودم هم نمی تونم اعتماد کنم.گندش بزنن.
۸.از صائب محبوب دلم(و بالطبع عقلم) می خواهم در باب نفی اصالت رنج و لذت برایم کامنت نگذارد.